سيف بن محمد سيفى هروى
141
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
اكابر اعادى ملك بود ، به قتل رسيد و سبب آن بود كه در اين سال شاهزادگان كبك و يسور و داود خواجه با ده شاهزادهء ديگر با لشكرى از آب آموى بگذشتند ، بر آن عزم [ 629 ] كه خراسان را در تحت تصرف آرند . امير يساول و بوجاى و بيرامشاه بن محمد دلداى بعد از گذشتن ايشان از آموى ، در مرغاب جمع شدند . امير يساول ، بوجاى و غياث الدين على شاه را - كه ملك بدخشان بود - گفت با هزار سوار ، تا آنجا كه سپاه خصم است ، برويد و زبانگيرى به دست آريد ، تا از كيفيت و كمّيت آن لشكر ما را اعلامى دهند . [ 630 ] بيست سوار از لشكر بدخشان جدا [ گشته بودند ] كه پيش شاهزادگان روند ؛ ناگاه در ميان لشكر بوجاى افتادند . گمان بردند كه سپاه ماوراء النهر است . بىتحاشى با بوجاييان در سخن آمدند . ايشان را گرفته پيش بوجاى آوردند . بوجاى به تخويف تمام چگونگى و چندى لشكر بپرسيد . گفتند كه شاهزاده كبك و شاهزاده يسور و داود خواجه و ايلجكداى و پولاد و جبر شاه با شصت هزار سوار آهنپوش از آب آموى گذشتهاند و از شما تا ايشان فرسنگ ده بيش نباشد . بوجاى در حال دو تن را پيش امير يساول فرستاد و ديگران را به قتل آورد . [ 632 ] [ سرانجام ] شاهزادگان به مرغاب رسيدند و امير يساول با تمامت سپاه خود بر ايشان حمله كرد . [ 633 ] لشكر شاهزادگان هفت صف بود ، هر صف هشت هزار سوار و سپاه امير يساول يك صف بود به قياس ده هزار مرد . امراء عساكر خراسان روى به هزيمت آوردند . امير يساول و بوجاى با سوار هزارى بماندند . باقى تمامت لشكر خراسان قرار را به فرار بدل گردانيدند . امير يساول بعد از جنگهاء سخت با هفت سوار [ 634 ] به سلامت بيرون رفت و بوجاى با چهل مرد در ميان لشكر بماند و با آن چندان سپاه در حرب آمد ، [ 635 ] [ تا ] به قتل پيوست . شاهزادگان باز گشتند . امير [ 636 ] يساول بعد از دو روز با پنج سوار به ولايت فوشنج درآمد . امير محمد دلداى نيز در اين ماه - كه بوجاى به قتل پيوست - وفات يافت . و حق تعالى چنين دو خصم قوىحال را كه سالها در آن بودند كه نكبتى به ملك غياث الدين لاحق گردانند ، هلاك كرد ، و اين حكايت در ميان خلق هرات تاريخى گشت . ايزد بيچون ، حضرت ملك ملوك اسلام را از نكبات ايام و حوادث ليالى مصون داراد . و صدور معظم خواجه شهاب بن صدر اعظم عزيز الدين شهاب سق را كه منشى حضرت علماء ملك اسلام است و مربى اهل فضل و هنر از عزّ و اقبال برخوردارى دهاد كه اگر تربيت او نبودى ، اين تاريخنامه كه صد و بيست تا كاغذ است ، سالها به انجام نپيوستى و بىكرم و تقويت او چنين